...
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید خدا خواست که دلتنگ بمیریم
کسی فکر نکرد...که در آبادی ویران شده...دیگر نان نیست...
و همه مردم شهر...بانگ برآوردند...که چرا سیمان نیست؟
و کسی فکر نکرد...که چرا ایمان نیست؟
زمانی شده است...
که به غیر انسان،هیچ چیز انقدر ارزان نیست...کسی که تو او را دوست داری،تو را دوست نمی دارد...
کسی که تو را دوست دارد،تو دوستش نمی داری...
اما کسی که تو دوستش داری و او هو تو را دوست دارد...
به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند...
و این رنج است... (دکتر علی شریعتی)
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۰۸ ساعت 12:18 PM توسط سارا
|

دیر است که دلدار پیامی نفرستاد