دوستای من..
دوست..
چه زیبا..
باورم نمیشه دوست من با من جوری حرف بزنه که انگار من دارم یه چیزیو ازش می دزدم..
من تک بچه م..تنها کسایی که دارم و میتونم باهاشون حرف بزنم دوستامن..اما دوستایی که بی من میرن بیرون و منو می پیچونن..بهم دروغ میگن که مبادا برم وسط عشق و حالشون..دوستایی که هروقت دلشون گرفته ست یا حوصلشون سر رفته یاد من میفتن..دوستایی که میگن محرم راز همیم ولی همه رازاشونو بهم میگن و به من که میرسه یادشون میره که باید به منم بگن..دوستایی که با وجود همیشه پایه بودن من وقتی تنهان و میخوان برن بیرون من باید کلی خواهش کنم ازشون که با من بیان بیرون..دوستایی که من باید از دهن دیگران برنامه های آخر هفته شونو واسه دسته جمعی بیرون رفتن بشنوم..دوستایی که من همیشه واسه دردودلاشون وقت دارم اما اونا تا من یه کم حرف می زنم اعصابشون خورد میشه..دوستایی که..
پ.ن1: یگانه و مروارید از این قاعده ی "دوستایی که" مستثنان..
پ.ن2: دارم منفجر میشم..
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد